سراغم را نمیگیری!
چه شد افتادم از چشمت؟
منم فانوس لبخندت!غرورت!گریه ات!خشمت!
اسیرم!خسته ام!سیرم!
مرا دریاب!
میمیرم!!!!
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 23:42 توسط آرزو
|
سراغم را نمیگیری!
چه شد افتادم از چشمت؟
منم فانوس لبخندت!غرورت!گریه ات!خشمت!
اسیرم!خسته ام!سیرم!
مرا دریاب!
میمیرم!!!!
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن
کاش می شد همچو آواز خوش یک دوره گرد
زندگی را بار دیگر دوره کرد
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
احساس سوختن به تماشا نمی شود
از دهانشان هر چه در آمد گفتند
اما به خدا هنوز من معتقدم
از جاذبه ی تو سیب ها افتادند

نازکتر از بلور ونرم تر از حریرم اگر هم قصد شکستن داری
سنگ بی انصافیست یک تلنگر کافیست .