چقدرفاصله اینجاست بین آدم ها
چقدرفاصله اینجاست بین آدم ها
چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها
کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوزشکوفاست بین آدم ها
کسی به خاطر پروانه ها نمی میرد
تب غرورچه بالاست بین آدم ها
و از صدای شکستن کسی نمی شکند
چقدر سردی وغوغاست بین آدم ها
زمهربانی دل ها دگرسراغی نیست
چقدر قحطی رویاست بین آدم ها
کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند
غروب زمزمه پیداست بین آدم ها
وحال آینه را هیچ کس نمی پرسد
غریب گشتن احساس درد سنگینی است
بهار کردن دلها چه کار دشواریست وعمر شوق چه کوتاست بین آدم ها
چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها
کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوزشکوفاست بین آدم ها
کسی به خاطر پروانه ها نمی میرد
تب غرورچه بالاست بین آدم ها
و از صدای شکستن کسی نمی شکند
چقدر سردی وغوغاست بین آدم ها
زمهربانی دل ها دگرسراغی نیست
چقدر قحطی رویاست بین آدم ها
کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند
غروب زمزمه پیداست بین آدم ها
وحال آینه را هیچ کس نمی پرسد
غریب گشتن احساس درد سنگینی است
بهار کردن دلها چه کار دشواریست وعمر شوق چه کوتاست بین آدم ها
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:52 توسط آرزو
|
نام:آرزو