حق چشای من نبود محکوم گریه واسه تو

 

داغ نبودت به دلم آخ!چی بگم برای تو

 

چطور دلت اومد بری؟این التماسا کم بودن

 

یا این دستای عاجز من لایق خواهش نبودن

 

بغض صدامو نشنیدی؟وقتی بهت گفتم نرو

 

 گذشتی و تو بی خیال بستی به روم هرچی ....

 

هرچی بدی کردی به من دلم نیومد که برم

 

خوب میدونم که نمیای اما هنوز چشم به راهم

 

چيست؟؟؟؟؟؟؟

این راه چیست؟

راه عشق است

راهی که من در آن گم گشتم

من در تنهایی و در راه عشق خود گم گشتم

راهی بی پایان راه بی برگشت

ای پناه بی پناهان مرا یاری کن

 

تقديم به ؟

اي بي خبر از عشق...نداري خبر از من

روزي تو ميايي...نمانده اثر از من...

 

عشق

مست مستم امشب

و در این تاریکی

دست تو سبکتر از باده مستی تنم را میپیماید

من در این پرده تاریک

در پی کورسویی از نور

کورکورانه جستجو میکردم

به ناگه خورشید ظهر تابستان را دیدم

و خودم را در زیر درخت در میان باغچه

که تشعشع نور را از میان برگها تمنا میکردم

آری، این منم

و هنوز تو را از اولین برخورد به یاد دارم...

بی تو

بي تو زير آوار سكوت و غربت مدفون مي شوم.

بي آنكه كه گلي نثارم كند.

 مي دانم كه تو هميشه به يادم هستي

و صداي تو از همه صداها شنيدني تر است.