اگر روزی...
اگر روز ي مردم تابوتم را سياه كنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم . بر روي سينه ام تكّه يخ ي بگزاريد تا به جا ي معشوقم برايم گريه كند . چشمانم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم .وآخرين خواسته ي من از شما اينكه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 22:51 توسط آرزو
|
نام:آرزو